[ad_1]
مرز زیستی شگفتانگیزی که از آن سخن بگویید کردیم، «خط والاس» نام دارد. نام آن برگرفته از نام آلفرد راسل والاس، طبیعتشناس مشهور بریتانیایی است که در میانه قرن نوزدهم، زمان کاوش در این منطقه، برای نخستینبار فهمید تفاوت دیدنی در حیات جانوری (بهاختصاصی پستانداران) شد. والاس نوشت: «تنگه لومبوک (بین بالی و لومبوک) که فقط ۲۴ کیلومتر عرض دارد، مرز مشخصی است که بهطور ناگهانی دو منطقه بزرگ جانوری جهان را از یکدیگر جدا میکند».
والاس بعدها بهطور جدا گانه و تقریبا همزمان با چارلز داروین، نظریهای درمورد تکامل اراعه داد. خطی که وی بیشتر از یک قرن پیش روی نقشه کشید، تا این مدت بهگفتن مانع فرضی تکاملی شناخته میبشود؛ هرچند درمورد مکان دقیق و کارکرد آن هم چنان مباحثی وجود دارد.
زیاد تر بخوانید
بهطور کلی، خط والاس یک صفحه از قاره آسیا را از صفحه تکتونیکی استرالیا جدا میکند. این خط علاوه بر جنبه زمینشناسی، جنبههای اقلیمی و زیستی نیز دارد. کانالهای عمیق اقیانوسی همانند تنگه لومبوک، از این صفحات را از هم جدا میکنند و عبور حیوانات را دشوار میسازند. حتی در قبلهای دور که سطح دریاها زیاد پایینتر از امروز بوده، این شکاف هم چنان وجود داشته است.
خط نامرئی والاس بیشتر از همه در اختلاف پستانداران آسیا و استرالیا مشهود است، اما تاثییر این مرز زیستی در پرندگان، خزندگان و جانوران دیگر نیز دیده میبشود. حتی موجوداتی که بال دارند، طبق معمول از خط والاس عبور نمیکنند. در اقیانوس نیز برخی گونههای ماهی و میکروبها تفاوتهای ژنتیکی چشمگیری در دو سوی این مرز دارند و این کار نشاندهنده اختلاط زیاد کم بین جمعیتها است.
آنطور که ساینسآلرت مینویسد، دانشمندان تا این مدت نتوانستهاند تعیین کنند چه مانع ها نامرئی مانع عبور گونهها از خط والاس میبشود؛ اما به گمان زیاد شرایط زیستمحیطی و اقلیم نقش مهمی در تحکیم و نگه داری این جدایی تکاملی دارند.
دانشمندان تا این مدت نتوانستهاند تعیین کنند چه مانع ها نامرئی مانع عبور گونهها از خط والاس میبشود
در سال ۲۰۲۳، تحلیلی بر بیشتر از ۲۰هزار گونه مهرهدار نشان داد که شاخههای جنوب شرقی آسیا در محیطی نسبتا گرمسیری و باستانی تکامل یافتند که به آنها امکان میداد با عبور از جزایر مرطوب که همانند پل یا سنگراهه عمل میکردند، به سمت گینه نو گسترش اشکار کنند. در همین حال، حیاتوحش در قاره استرالیا در شرایطی بهمراتب خشکتر تکامل یافت و جانوران مسیر تکاملی متغیری را جستوجو کردند.
هر چه پژوهشگران زیاد تر روی خط والاس مطالعه میکنند، ابهام بیشتری درمورد محل دقیق ترسیم این خط و مقدار نفوذپذیری آن بهاختصاصی برای برخی جانورانی که قادر به شنا، شناور شدن یا پرواز می باشند (همانند خفاشها، سوسکها، بزمجهها و ماکاکها) تشکیل میبشود.
دانشمندان میگویند خط والاس مرز کاملا مشخصی نیست، بلکه زیاد تر همانند گذار تدریجی است. بااینحال، همین مرز مبهم به ما پشتیبانی میکند تکامل هزاران گونه جانوری را بهتر فهمیدن کنیم. جین کامرینی، مورخ علم، در سال ۱۹۹۳ برای انجمن تاریخ علم این چنین استدلال کرد: «نقشههای ذهنی و واقعی داروین و والاس، پایهی شکلگیری نظریه تکامل می بود».
آنچه بیشتر از یک قرن پیش بهصورت خط تقریبی و ساده رسم شد، امروزه به تشکیل تصویری بزرگتر و پیچیدهتر از جهان طبیعی و اسرار آن پشتیبانی کرده است.
[ad_2]
دسته بندی مطالب





