[ad_1]
پنج سال؟ ۱۰ سال؟ ۱۵ سال؟ تقریبا از وقتی که منفعت گیری جمعی از ابزارهای دیجیتال معنادار شد کاربران ایرانی در حال رای دادن به نام «خلیج فارس» بودند. از روز چهارشنبه زومیت یک کمپین اینستاگرامی در عکس العمل به ادعای تازه ترامپ اغاز کرد که تا لحظه نوشتن این گزارش زیاد تر از ۷۰۰ بار بازنشر شد. اوضاع شبکههای اجتماعی این سرنخ را به ما میدهد که مقدار شراکت دیجیتالی ایرانیها برای تشکیل محتوا با هشتگ خلیج فارس در ایکس (توییتر اسبق) زیاد زیاد تر از سالهای قبل شده است.
ماجرا از گزارش سهشنبه شب آسوشیتدپرس اغاز شده که در آن آمده می بود: دو مقام آمریکایی انها گفتند دونالد ترامپ، تصمیم دارد هفته آینده در سفرش به عربستان سعودی اظهار کند که آمریکا از این بعد خلیج فارس را با نام «خلیج عربی» یا «خلیج عربستان» خطاب خواهد کرد. از روز سهشنبه كمپینهای مختلفی اغاز به کار کردهاند و شراکت دیجیتالی نوشته خلیج فارس را تا این مدت داغ نگه داشته است.
ملیگرایی در ایکس یا اینستاگرام؟
تهدیدی که امروز ترامپ درمورد آن سخن میزند، یک بار سال ۱۳۹۶ عملی کرده است. سپس از منفعت گیری او از کلمه خلیج عربی، بر پایه اطلاعات سامانه رصد و تحلیل آنلاین فضای مجازی (پایشگر)، کاربران ایرانی در یک حرکت جمعی دیجیتالی فقط در اینستاگرام بیشتر از ۱۲۳ هزار بار از هشتگ PersianGulf# منفعت گیری کردند و این هشتگ را در توییتر بیشتر از ۶۰ هزار بار به کار بردند. هشتگهای JCPOA، IRGC هم در این شبکه ترند شدند. با گذشت ۸ سال از آن اتفاق، هرچند اطلاعات امروز ما از اینستاگرم کافی نیست اما تعداد هشتگهای به کار رفته در ایکس (توییتر اسبق) به ما رشد سه برابری را مشخص می کند.
|
هشتگ |
سال ۱۳۹۶ |
سال ۱۴۰۴ |
|---|---|---|
|
PersianGulf (ایکس) |
۶۰ هزار بار |
۱۸۴ هزار بار |
افزایش شراکت ایرانیها در موجهای ملیگرایانه در ایکس.
امسال منفعت گیری از واژه خلیج فارس نه فقط در ایکس، بلکه در تلگرام هم به مرحله انفجار رسید. بر پایه اطلاعات آزمایشگاه شبکههای اجتماعی دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه تهران از یک میلیون و ۳۰۰ هزار کانال تلگرامی با تعداد ۲ میلیارد بازدید در روز پنجشنبه، خلیج فارس به ابرواژه کانالهای تلگرامی تبدیل شده می بود.
بازی که ترامپ اغاز کرد، دامن گوگل را گرفت
در بین موج دیجیتالی هفته قبل یک کاربر اینستاگرامی از افراد خواسته می بود که داخل سایت گوگل مپ بشوند و (Arabian gulf) در فیدبکهای این سایت آدرس آن را به PersianGulf تحول دهند. یقیناً این بلاگر به شما نمیگوید که این ماجرا از گوگل اغاز نشده و بازی بوده که رئیس جمهور آمریکا اغاز کرده وگرنه گوگلمپ از سال ۲۰۱۲ زیاد محتاطانه وسط ماجرا ایستاد و او گفت تصمیم ندارد هیچ سمت ماجرا را بگیرد. در جنجالی که آن سال اتفاق افتاده می بود گوگل فقط نام خلیج را به طور خالی روی این فضای آبی جنوب سرزمین به کار میبرد که با کمپین ایرانیها با هشتگ WhereIsPersianGulf اظهار بیطرفی کرد. اکنون هم اشکار نیست از چه وقتی عبارت «خلیج عربی» را در پرانتز کنار «خلیج فارس» اضافه کرده است که به نادرست از سوی بلاگرها اینطور به نظر رسیده این عمل به تازگی رخ داده است.
اگرچه گوگل در سال ۲۰۱۲ اظهار بیطرفی کرد و او گفت روی برخی از مکانها برچسبی نمیزند اما اکنون اشکار شده که گوگلمپس در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، همانند امارات متحده عربی، عربستان سعودی، قطر و بحرین، این پهنه آبی را بهگفتن «خلیج عربی» (Arabian Gulf) نمایش میدهد. این رویکرد بخشی از سیاست گوگل برای نمایش نامهای جغرافیایی بر پایه ترجیحات محلی کاربران است که یقیناً با موضعگیری «بیطرفانه» او مقداری متناقضآمیز به نظر میرسد.

همیشه پای گوگل در بین است
درگیریها با گوگل برای محافظت از نام خلیج فارس داستانهای قدیمی دارد. برای مثال سال ۱۳۹۰ سایتی به نام Persian or Arabian Gulf راه اندازی شد که در آن افراد باید بین نام خلیج فارس و فرد دیگر یکی را انتخاب میکردند. تبلیغات آن به این شکل می بود که «این وبسایت را گوگل راهاندازی کرده و فقط ۴۸ ساعت در دسترس است» که یقیناً هیچ کدام صحت نداشت و طراحی یک فرد ایرانی می بود که به اخبار و تایملاین شبکههای مجازی مردم کشورهای عربی هم رسید. اما فقط برای سررشته درآوردن از حساسیت ایرانیها درمورد این نوشته باید این را بدانیم که تا روز آخر ایرانیها ۷۰ درصد آراء را به دست آوردند. این پروژه از آن دسته کارهای مشارکتی می بود که بلاگرها برای آن ویدئوهای آموزشی طراحی و بازیگرها رای گیری در آن را تبلیغ کردند.

بمب گوگلی به روش پندار
حتی هنگامی نفوذ اینترنت به اندازه امروز نبوده است هم کمپینهای مجازی ملیگرایانه میتوانستند این فرهنگ مشارکتی دیجیتال را تحکیم کند. برای مثال در سال ۱۳۸۳ موسسه نشنال جئوگرافی در نقشه خود از عبارت خلیج عربی منفعت گیری و سپس از اعتراض گسترده ايرانیها نادرست خود را اصلاح کرد. از همان موقع می بود که گفتمان تعیین یک روز برای خلیج فارس جدی شد و دهم اردیبهشت ماه هر سال «روز ملی خلیج فارس» نام گرفت. آن روزها طومارها و نامههای بسیاری برای امضا دست به دست میشد ولی از همان موقع هم این نگرانی وجود داشت که همه این کارها کافی نباشد. به همین خاطر بلاگرها با منفعت گیری از الگوریتم ساده آن زمان گوگل و ساختن تعداد بسیاری لینک حاوی عبارت “Arabian Gulf”، کاری کردند که هنگامی فردی این واژه جعلی را جستوجو میکرد، با صفحهای مواجه میشد که توضیح میداد این نام درست نیست و باید از “Persian Gulf” منفعت گیری بشود. حرف های میبشود این حرکت را بلاگری به نام پندار یوسفی اغاز کرد. او در مصاحبهای حرف های است: «بالاخره بعد از نزدیک به دو هفته و با همیاری صدها نفر از صاحبان وبلاگها و وبسایتهای ایرانی، بمب گوگلی ما به کلمه «منفجر» شد و در رتبه اول گوگل و وبسایتهای جستوجوی دیگر قرار گرفت.» دلنشین این که پندار یوسفی اکنون یکی از مدیران گوگل است.
این بار نتیجه این شراکت جمعی چه می بود؟ اینستاگرام و توییتر نقش واسطه را برای انتشار کردن سریع، گسترده و جهانی اطلاعات و شکلدهی به اعتراضات دیجیتال ایفا کردند. طوری که این صدا به خبرنگاران و مشاوران رسانهای ترامپ هم رسید و علتشد که روز چهارشنبه در جواب به سوال خبرنگاری در دفتر بیضی کاخ سفید درموردٔ تصمیم احتمالی برای تحول نام «خلیج فارس» به «خلیج عربی» یا «خلیج عربستان»، بگوید: «من نمیخواهم احساسات فردی را جریحهدار کنم و تصمیم نهایی را در جریان سفر آتی خود به عربستان سعودی خواهم گرفت.» تصمیمی که باید چشم به راه ماند و دید آیا تحت تأثیر سختی افکار عمومی و اعتراضات دیجیتال، تغییری در موضعگیری رسمی کاخ سفید نسبت به نام تاریخی «خلیج فارس» تشکیل خواهد شد یا خیر.
[ad_2]
دسته بندی مطالب





