معمای بیگانگی: چرا در بین جمع باز هم حس تنهایی می‌کنیم؟_تونل زمان

معمای بیگانگی: چرا در میان جمع باز هم احساس تنهایی می‌کنیم؟

[ad_1]

سم کار توضیح می‌دهد بعضی اوقات دیگران، خود علت مهم تنهایی ما می باشند. ما انسان‌ها همانند تکه‌هایی از پازل هستیم که به جستوجو جایی برای قرار‌گرفتن می‌گردیم. اما دیگران، زیاد تر علتخواهد شد که حس کنیم هیچ جایی در این پازل برای ما وجود ندارد. حتی اگر این دیگران دوست یا شریک زندگی ما باشند، احتمالا ما را آن‌طور که هستیم نبینند و یا علتشوند که حس کنیم نامرئی هستیم. حتی احتمالا ناچار شویم در حضورشان تظاهر کنیم شخص دیگر هستیم. این مفهوم برای تعداد بسیاری از افراد، جوهره‌ی تنهایی است.

آلبرتی نیز معتقد است که انزوای فیزیکی، لزوماً علت مهم تنهایی نیست. او می‌گوید: «مردم گمان می‌کنند تنها‌بودن یعنی حس تنهایی، اما تحقیقات من مشخص می کند که نه فاصله‌ی فیزیکی، بلکه فاصله‌ی عاطفی با دیگران علتتنهایی می‌بشود. تنهاترین افراد، افرادی می باشند که انتظار دارند روابطشان رضایت‌قسمت باشد، اما این‌طور نیست.»

سم کار می‌افزاید به تازگی، نامه‌ای از خانمی دریافت کرد که نوشته می بود ۵۰ سال از ازدواجش می‌گذرد، اما همسرش همیشه منبع مهم تنهایی‌اش بوده است. او امیدوار می بود که ازدواج راه‌حل و درمانی برای تنهایی‌اش باشد، اما در نهایت به عامل مهم آن تبدیل شد. هنگامی یکی از طرفین در رابطه، ربط فیزیکی را در برتری قرار دهد و فرد دیگر به جستوجو پیوند فکری و عاطفی باشد، امکان پذیر هر دو طرف در کنار هم از حس تنهایی رنج ببرند.

اولیویا رمز، پژوهشگر سلامت روان در دانشگاه کمبریج، می‌گوید: «تنهایی به فهمیدن ما از روابط بستگی دارد. اگر حس کنید نیازهایتان برآورده نمی‌بشود، حتی در بین جمع هم حس تنهایی می‌کنید.»

حس تنهایی، بخشی از ذات انسان است

حس تنهایی، بخشی از ذات انسان است. برخی معتقد می باشند که این حس، نقش تکاملی داشته و ما را به عمل برای بقا ترغیب می‌کرده است. همان گونه که گرسنگی ما را به جستجوی غذا ناچار می‌کند، تنهایی هم به ما می‌گوید چیزی در محیط اجتماعی ما درست نیست و باید تغییری تشکیل بشود.

انزوا برای اجداد ما خطرناک می بود، چون آن‌ها را در برابر حیوانات و تهدیدهای دیگر صدمه‌پذیر می‌کرد و گمان بقا را افت می‌داد. به این علت، حس تنهایی احتمالا سازوکاری عصبی بوده که آن‌ها را به سمت امنیت گروه سوق می‌داد.

اما امروزه، زمان تحول کرده و روشی نگرش به تنهایی نیز دگرگون شده است. تحقیقات آلبرتی مشخص می کند که پیش از قرن نوزدهم، مفهوم امروزی تنهایی وجود نداشت. در آن زمان، تنها‌بودن زیاد تر به معنی «تک‌روی» می بود و بار منفی نداشت. او می‌گوید: «این واژه نوعی از فردیت را نشان می‌داد. هنگامی ویلیام وردزورث شعر «تنها و سرگردان همچون ابری» را می‌نوشت، منظورش فقط تنها‌‌بودن و انسان مفرد می بود، نه حس کمبودی که امروزه با این واژه همراه شده است.»

اما جوامع در دو قرن قبل به شدت تحول کردند. با تضعیف باورهای سنتی، رشد شهرها و پراکندگی خانواده‌ها، حس بیگانگی نیز در افراد شدت یافت و زیاد تر شد. فردگرایی، نقش مهمی را در این تحول ایفا کرده است. آلبرتی می‌گوید: «هنگامی به اطراف نگاه می‌کنم و می‌بینم که چه مقدار از مراقبت اجتماعی و حس تعلق خاطر محروم هستیم، شگفت نیست که حس تنهایی کنیم. شگفت می بود اگر این چنین احساسی نداشتیم.»

اگر با وجود وجود دیگران هم چنان حس تنهایی می‌کنید، اولین قدم این است که تفاوت بین تنهایی گذرا و تنهایی مزمن را بشناسید. رمز پیشنهاد می‌کند: «اگر حس تنهایی‌تان زندگی، کار یا روابطتان را مختل کرده و شما را غمگین می‌کند، بهتر است در این عرصه با یک متخصص مشورت کنید.»

این چنین، باید بین تنهایی انتخابی و اجباری نیز اختلاف قائل شد. ما بعضی اوقات خودمان انزوا را انتخاب می‌کنیم، اما تعداد بسیاری از افراد به دلایلی چون سن، بیماری، فقر و یا حتی تبعیض، به اجبار منزوی خواهد شد. برای حل این مشکلات ساختاری، باید اقداماتی در سطح جامعه و دولت انجام بشود.

زیاد تر بخوانید

بعضی اوقات اوقات خود ما هم هیچ تمایلی به برقراری ربط نداریم، به اختصاصی با غریبه‌ها. اما شواهد مشخص می کند برقراری ربط با دیگران می‌تواند برای ما سودمند باشد. در سال ۲۰۱۴، گروهی از پژوهشگران دانشگاه‌های شیکاگو و کالیفرنیا برکلی، تلاش کردند تا علت بی‌میلی به برقراری ربط را کشف کنند.

پژوهشگران از مسافران شیکاگو پرسیدند که آیا او گفت‌و‌گو با غریبه‌ها در سفر صبحگاهی علتمی‌بشود به آن‌ها خوش بگذرد؟ زیاد تر افراد جواب منفی دادند. اما پژوهشگران این افراد را به دو گروه تقسیم کردند، گروه اول که موظف بودند با دیگران سخن بگویید کنند و گروه دوم که باید سکوت می‌کردند. نتایج به‌دست‌آمده دلنشین می بود، افرادی که با دیگران او گفت‌و‌گو داشتند، از سفر خود لذت بیشتری برده بودند.

آزمایش فوق، باور فرد دیگر را نیز به چالش کشید. پیش از اغاز پژوهش، فقط ۴۰ درصد از مسافران انتظار داشتند فردی را برای هم‌صحبتی اشکار کنند. اما در عمل، همه‌ی آن‌ها موفق به برقراری ربط شدند. یافته‌های مطالعه، در سال ۲۰۱۹ الهام‌قسمت شرکت‌های حمل‌و‌نقل در بریتانیا شد تا واگن‌های مخصوص او گفت‌و‌گو یا کارت‌های اغاز او گفت‌و‌گو را به طور آزمایشی معارفه کنند.

دانشمندان می‌گویند رفتارهای آزمایش‌شده در مطالعه، از اتفاق‌ای ناشی می‌بشود که روان‌شناسان آن را «شکاف دوست‌داشتن» می‌نامند. تعداد بسیاری از ما گمان می‌کنیم کمتر از چیزی که واقعاً هستیم، دوست‌داشتنی به نظر می‌رسیم. این چنین تصوری ما را از برقراری ربط باز می‌دارد، به اختصاصی اگر از حس تنهایی هم رنج ببریم.

هرچه زیاد تر تنها باشیم، برقراری ربط سخت‌تر می‌بشود

آلبرتی توضیح می‌دهد: «هرچه زیاد تر تنها باشیم و زیاد تر به حالت خود عادت کنیم، برقراری ربط سخت‌تر می‌بشود. اگر به حس طردشدگی خو گرفته باشیم، امکان پذیر حتی نگاه‌ها یا حرکات دیگران را هم به نادرست، به گفتن بعد‌زدن تعبیر کنیم. این چنین سوءتفاهمی، به مرور زمان در عمل به حقیقت تبدیل می‌بشود.»

یقیناً، پیشنهاد نمی‌بشود که دیگران را به زور وادار به مکالمه کنیم. اما اگر در جمعی حس تنهایی کردید، می‌توانید با نگه داری اسایش و در کمال احترام، مکالمه‌ای را اغاز کنید. حتی تعیین مقصد روزانه‌ی سخن بگویید‌کردن با یک نفر در هر روز، می‌تواند پشتیبانی‌کننده باشد. پژوهش‌ها نشان خواهند داد که این چنین هدفی به مرور زمان مطمعن‌به‌نفس را افزایش داده و هراس از طرد‌شدن را افت می‌دهد. حتی سلام‌کردن یا سپاس ساده، می‌تواند حال ما را بهتر کند.

اما تسلط بر حس تنهایی فقط به برقراری ارتباطات تازه محدود نمی‌بشود. ما به روابط معنادار و عمیق نیاز داریم. به حرف های‌ی رمز، یکی از راه‌های موثر برای دستیابی به این چنین روابطی، فعالیت‌های داوطلبانه است. او می‌گوید: «پشتیبانی‌کردن به دیگران علتمی‌بشود دقت ما از مشکلات خودمان برداشته بشود و به نیازهای دیگران معطوف گردد. این کار حس ربط و تعلق را در ما تحکیم می‌کند.»

تماس فیزیکی نیز اهمیت تعداد بسیاری دارد. نیاز افراد به برقراری ربط فیزیکی متفاوت است، اما افتیا فقدان هرگونه تماس فیزیکی می‌تواند حس تنهایی را تشدید کند. حتی لمس کوچکی روی شانه، حس ربط اجتماعی را بهبود می‌بخشد. مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۰ نشان داد افرادی که تماس فیزیکی مختصری دریافت کرده بودند، کمتر حس نادیده‌گرفته‌شدن داشتند. به اختصاصی، اگر مجرد باشند.

[ad_2]

دسته بندی مطالب

مقالات کسب وکار

مقالات فناوری

مقالات آموزشی

مقالات سلامتی