[ad_1]
بااینحال در سال ۱۹۹۵، وقتی که میتنیک را به دادگاه آوردند؛ فقطً بهگفتن دزد مالکیت معنوی شناخته نمیشد. او تجسم همه هراسهای تکنولوژیکی یک ملت می بود: ترکیبی از کاپیتان کرانچ، جویبابلز و شخصیت متیو برودریک در فیلم بازیهای جنگی. دو دهه افسانهسازی، سوءتفاهم و هیجانات جنگی، همه انها بر سر یک مرد آوار شد و زندگی او را زیر و رو کرد.
هنگامی دادستان فدرال در دادگاه برخاست و آن ادعای مضحک را نقل کرد، این که میتنیک میتواند با سوتزدن در تلفن، کدهای پرتاب هستهای را فعال کند، برمبنای حقیقتهای فنی سخن نمیزد. علتاو و به گمان زیادً افبیآی، از قیاس روایتها نشئت میگرفت:
۱. جو اینگرسیا میتوانست با سوت تلفنها را هک کند. (حقیقت)
۲. در «بازیهای جنگی»، یک هکر نوجوان نزدیک می بود جنگ اتمی بهپا کند. (تخیلی)
۳. کوین میتنیک خطرناکترین هکری است که تابهحال دیدهایم. (حقیقت نسبی)
نتیجهگیری: کوین میتنیک باید بتواند با سوتزدن جنگ هستهای راه بیندازد.
این علتپوچ، اما بهشدت اثرگذار می بود و قاضی را قانع کرد. میتنیک نهتنها با شرایط وثیقهی سنگین روبرو شد، بلکه او را به مجازاتی سنگین و حبس فردی محکوم کردند.
میتنیک فقط به علت هراس قاضی و دادستان، ۸ ماه را در سلول فردی گذراند
او را به «چاله» فرستادند و دولت استدلال کرد تنها راه جلوگیری از آخر جهان، نگهداشتن او در سلول فردی است. آنها از ربط بدون نظارت میتنیک با دنیای خارج وحشت داشتند و این هراس بهقدری عمیق می بود که میتنیک برای هشت ماه در فردی نگه داشته شد؛ شرایطی که طبق معمولً برای خطرناکترین و خشنترین زندانیان در نظر گرفته میبشود. فقط به علت ذهنیتی که ریشه در یک سوت جایزهی جعبه غلات و یک فیلم علمیتخیلی داشت.
میتنیک در دادگاه خندید، چون بهتر از هر فردی به پوچی این ادعا واقف می بود. او میدانست که سیستمهای فرماندهی هستهای به تلفنهای دکمهای متصل نیستند و با سوت فعال نمیشوند. اما در آن لحظه، حقیقت فنی هیچ اهمیتی نداشت.
هنگامی هراس، بلندتر از حقیقت سخن میزند
[ad_2]
دسته بندی مطالب





