[ad_1]
دیدن حاضر بامزه جهت افزایش فعالیت در منطقه خاصی از مغز ما میبشود
الوییز استارک که در قسمت روانپزشکی دانشگاه آکسفورد، درمورد تعامل های بین والدین و فرزندان مطالعه میکند، معتقد است دیدن چیزی که بامزه است، تاثییر بسیاری بر ذهن ما میگذارد. هنگامی کودک یا حیوان خردسالی را میبینیم، انفجاری از فعالیت در قشر اوربیتوفرونتال رخ میدهد که ناحیهای از مغز است که در پاداش دخیل است. بهحرف هایی وی، این فعالیت اولیه مغز را به سمت پردازش محرک بامزگی منحرف میکند؛ برای مثال با مطمعن از این که ما همه دقت خود را به آن جلب میکنیم. تاثییر این کار امکان پذیر نزدیک شدن به حیوان یا کودک بامزه و تمایل به برداشتن و مراقبت از آن باشد.
طبیعت ما برای پرورش
قضاوت دراینباره دشوار است که آیا گونههای دیگر نیز همین حس دوستداشتن موجودات بامزه را توانایی میکنند یا نه، اما غریزه مراقبت امکان پذیر در انسانها نیرومندتر باشند، چون کودکان ما برای زمان طویلتری به ما متکی می باشند. به گفتن مثال، اسبها و گاوها میتوانند در عرض چند ساعت بعد از تولد راه بروند و گربهها و سگها در عرض چند ماه به بلوغ میرسند.
نوزادان انسان ناتوان به دنیا میآیند و تا سالها به والدین خود وابستهاند. نوزادان انسان با جلب محبت ما، هوشمندانه (گرچه ناآگاهانه) از زنده ماندن خود مطمعن حاصل میکنند. آیا این بدان معنی است که ویژگیهای نوزادان به طوری تکامل اشکار کرده است که ما را به سمت خود جلب کند یا این که انسانها به طوری تکامل اشکار کردهاند که ویژگیهای نوزادان برایشان دلنشین باشد؟ استارک میگوید: «فکر میکنم این دو با هم تکامل اشکار کردهاند. منطقی است که فکر کنیم که در طول زمان هر چه نوزاد بامزهتر بوده است، مراقبت بهتری دریافت کرده و شانس بقای او افزایش اشکار کرده است.»
پژوهشهای استارک و همکارانش مشخص می کند نوزادان همه حواس ما را دچار میکنند (برای مثال، با بوها و خندههای خاصشان) تا حتما جواب مراقبتی دریافت کنند.
نوزادان انسان با جلب محبت اطرافیان، بقای خود را ضمانت میکنند
بهنظر میرسد این دعوا چند حسی نه تنها والدین بلکه همه مراقبان بالقوه ازجمله خواهرها و برادرها، مادربزرگ و پدربزرگها و غریبهها را به خود جلب میکند. استارک میگوید: «بر پایه پژوهشهایی که تا بحال انجام دادهایم، بهنظر میرسد عکس العمل بامزه بودن صرفنظر از این که والد باشید یا نه، همه را دچار میکند. به همین علت است که مردم میتوانند از بامزه بودن در بازاریابی منفعت گیری کنند و اسباببازیهای بامزهای همانند هلو کیتی را به فروش برسانند. این بامزه بودن صرفنظر از این که نوزاد، توله حیوان یا یک شیء باشد، مکانیسم مغزی یکسانی را فعال میکند.»
عامل حیوان خانگی
نسلهای زیاد اهلیسازی جهت شد حیوانات خانگی ویژگیهای زیاد متغیری از اجداد وحشی خود داشته باشند. آنها طبق معمول کوچکتر و دارای چهرههای مختصرتر، دندانهای کوچکتر و گوشهای آویزانتر می باشند. آنها برای برآوردن کردن تقاضای دوست داشتن بچه ما پرورش داده شدهاند، حتی اگر این ویژگیهای نوزادی عوارض جانبی ناخوشایندی داشته باشد و حیوانات را ازنظر جسمی ضعیفتر کرده باشد.
یکی دیگر از جنبههای تاریک بامزه بودن، جایی است که در رقابت برای جلب محبت ما، برخی حیوانات موفقیتی حاصل نمیکنند. مطالعهای استرالیایی که سال قبل انتشار شد، نشان داد حیواناتی که بامزه نیستند ازجمله گونههایی از جوندگان و خفاشها که بومی این سرزمین می باشند، در معرض خطر انقراض قرار دارند، چون بودجه پژوهشی و حفاظتی قابلتوجهی را جلب نمیکنند.
انجمن غیرجدی حفاظت از حیوانات زشت خود را وقف تشکر از موجوداتی کرده است که با استانداردهای بالای زیبایی شناختی ما مطابقت ندارند. در صدر این فهرست، حبابماهی وجود دارد که گویی همیشه اخم بر چهرهی لزج ناخوشایندش جاری است. یقیناً باید به یاد داشته باشیم: «همه نمیتوانیم پاندا باشیم» و این چنین نباید فراموش کنیم هرچه بزرگتر میشویم، از بامزگی ما کمتر میبشود.
[ad_2]
منبع





